داستانهای سکسی آرین

داستانهای واقعی از روابط سکسی آرین

Name:
Location: Tehran, Tehran, Iran

Monday, October 17, 2005

داستانهای سکسی آرین

داستان سکس شبانه آرین و طیبه
من 28 ساله هستم و مهندس ساختمان وطیبه زن همسایه مون 26 ساله و کارمند بانکه. طیبه یک بدن کشیده و گوشتالود سفید و چشمان شرابی شهوت انگیز داره که توی کوچه ما زندگی می مکنن. از قبل از ازدواج باهاش دوستم ولی تا دو ماه پیش که ازدواج کرد با هاش سکس نداشتم و چند سال تو کف کردن کس او مونده بودم. تا اینکه یه روز تلفن کرد که شوهرم رفته ماموریت و حتما امشب بیا منزل من با تو یک کار ضروری دارم. منهم که سر از پا نمی شناختم پذیرفتم، قرار شد شب ساعت 12 به خونش برم به بهانه خواب به اتاقم رفتم بعد از اینکه پدر و مادرم خوابیدند از خونه خارج شدم، خونه طیبه زیاد از خونه ما فاصله نداشت. درخونه رو باز کرده بود و پیش گذاشته بود. من وارد خونه شدم در رو بستم و از راهرو وارد حال شدم فقط چراغ خواب روشن بود طیبه رو صدا کردم یه دفعه چراغ روشن شد و طیبه خانم که یک تاپ و یک دامن کوتاه مشکی پوشیده بود با بدنی کاملا سفید و لبهایی سرخ نمایان شد. داشتم از شق درد می مردم. ازمن خواست که روی کاناپه بنشینم بعد کنارم نشست بوی عطری که به بدنش زده بود داشت مستم می کرد، به من گفت دیشب خواب تورو دیدم و برای همین ازت خواستم بیایی اینجا. طیبه طوری خودشو به من چسبونده بود که داشتم بد جورحشری می شدم به طیبه گفتم با اجازه می خوام شورت رو ببینم و او گفت که آرین جان هر جا رو دوست داری می تونی ببینی حتی زیر شورتمو بعد با دستم دامنشو کنار زدم و روی پاهای سفیدش کشیدم و بهش گفتم که عجب کسی هستی طیبه جون. طیبه داشت حشری می شد سرشو به من نزدیک کرد لبشو گرفتم وبا زبون داخل دهنش کردم و شروع به لب گرفتن کردیم . بعد از اون طیببه تاپشو در آورد زیرش یک کرست قرمز بود بعد دامن کوتاهشو هم در آورد و شورت قرمز زیر اون هم واقعا یک زیبایی عجیبی به او داده بود. به من گفت که شورت و کرستشو در بیارم بعد به من نزدیک شد شورتشو در آوردم وای یه کس تپلی و تمیز. با زبون شروع به لیسیدن اطراف کسش کردم، یک مزه و بوی استثنایی می داد که تا اون زمان نچشیده بودم در همین حین با دستام دور روناشو محکم گرفته بودم، رونای گوشتی باحالی داشت طیبه هم با دستاش گردن و سرم رو نوازش می کرد و با اون دستای نازک و ظریفش شهوت مرا زیاد می کرد. بعد اونو نشوندم روی کاناپه کرستشو هم در آوردم سینه هاش مثل لیمو سفت بود و روی سینه اش یک گردنبند بزرگ و زیبا بود که طیبه رو یه کس ناز نشون می داد سینه هاشو چند تا لیس زدم بعد طیبه لباسامو درآورد و وقتی کیرمو دید از بزرگی و کلفتی اون خیلی خوشحال شد و سریع کیرمو توی دهنش کرد و شروع به مکیدن کرد. زبون طیبه دورتا دور کلاهک کیرم می چرخید و یک حالت شهوتناک به من دست می داد دیگه داشت صدای آه و لذت من بلند می شد. در همین حین یک موزیک کلاسیک نیز از ضیط در حال پخش بود و شرایط کاملا رومانتیک شده بود.
از طیبه خواستم روی کاناپه دراز بکشه بعد مثل یه تیکه گوشت سفید به پشت روی کاناپه افتاد ولای پاهاشو باز کرد و کس خوشکلش رو بیرون انداخت، وسط کسش یه حالت سرخی شهوت انگیز و مرگبار داشت با زبون وارد کسش کردم بعد شروع به خوردن کسش کردم صدای آه ناله طیبه بلند شده بود، و هرچه آه و ناله بیشتری می کرد من هم حشری تر می شدم و با زبونم تا جایی که می تونستم توی کسش کردم، بعد همین طور که پاهاشو بالا داده بودم و با دو دست روناشو نگه داشته بودم با سر زبونم چوچوله شو تحریک می کردم طیبه داشتت دیوونه می شد و به خود می پیچید. به من گفت که زبونت مثل کیر می مونه، تا آخر بکن توی کسم عشق من، بعد طیبه به من گفت که از کون منو بکن چون کونم الان کیر می خواد من اونو به شکم روی کاناپه خوابوندم و لای پاهاشو باز کردم و با انگشتم که از توی کسش خیس کرده بودم اطراف سوراخ کونشو ماساژ می دادم، کون طیبه یک کون تپلی و با مزه بود، بعد کم کم انگشتمو وارد کونش کردم ویه آن صدای ناله طیبه بلند شد بعد از چند بار فرو کردن به داخل کونش داشت لذت میبرد و بعد دروضعیت چهار دست و پا قرار گرفت و کونشو کلا داد بالا و لای کونشو تا جایی که جا داشت باز کرد بعد از من خواست که کیرمو بکنم توی کونش و من به آرامی کیرمو توی کونش کردم و طیبه می گفت که تا جا داره بکن توی کونم، کیرت خیلی کلفته و من تا حالا این طوری با شوهرم حال نکردم و من هم با حرفها روحیه مضاعف می گرفتم و تا دسته توی کونش می کردم. کونش خیلی تنگ بود معلوم بود خیلی از کون حال نداده. طیبه هم ازین که به این باحالی داره کون می ده خیلی خوشحال بود.
بعد از چند بار تلمبه زدن به کونش روی کاناپه نشستم و طیبه رفت و یه بطری ودکا آورد و با هم خوردیم کاملا مست شده بودیم . بعد از کمی لب گرفتن و مالیدن سینه های طیبه،همین طور که روی کاناپه نشسته بودم طیبه به من گفت آرین جان موقع کس کردنه زود باش من طاقت ندارم بعد طیبه از سمت جلو روی کیرم نشست و با دست کیرمو داخل کسش کرد و آروم روی پاهام نشست و بعد شروع به بالا پایین کردن کرد. من هم سینه هاشو با دست گرفته بودم و می مالوندم . طیبه اونقدر شهوتی شده بود که آه و ناله های بلندی می کشید. در حین تلمبه زدن طیبه با چشمای مست و شرابی به چشمای من نگاه می کرد و مرا دیوونه کرده بود و من هم تا دسته کیرمو می کردم توی کسش تا اینکه کم کم آبم داشت می اومد و می خواستم کیرمو بیرون بکشم که طیبه اجازه نداد و گفت می خوام آب داغتو توی کسم بریزی و منو داغ کنی بعد منهم همینطور که طیبه رو محکم توی بغلم گرفته بودم کیرمو تا آخر توی کسش کردم و آبمو توی کسش ریختم بعد لبم رو روی لب طیبه گذاشتم و شروع به مکیدن کردم. اون شب یک شب استثناییی بود و بعد از اون هر دومون لخت توی رختخواب رفتیم و تا صبح دوبار با هم سکس داشتیم و بعد روی تخت تا صبح توی بغلم هم خوابیدیم و من صبح زود به خونه برگشتم. تا چند شب سکس ما ادامه داشت و حالا هم هر موقع شوهر طیبه نیست به خونش می رم و با هم سکس انجام می دیم .